*دوشنبه دعوت بودیم رستوران از طرف یه خونواده دوست داشتنی و کلی خوش گذشت مخصوصا با وجود نینیشون. قراره بیشتر برم بیرون با دخترشون.
* یه سری اهداف شخصی داشتم برای امسال که فکر میکنم تا حدودی رعایت نکردم. الان قصد دارم روی دوتاشون تمرکز کنم: موندن در زمان حال و با کلام خودم گناه نکنم.
*نوشتن کتاب خوب پیش میره اگه اصلا اینجا گفته باشم که دارم کتاب مینویسم :) امیذوارم چاپ بشه و موفق.
خانومِ راننده هستم ^ _ ^...ما را در سایت خانومِ راننده هستم ^ _ ^ دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 84 تاريخ: پنجشنبه 28 ارديبهشت 1402 ساعت: 18:47
ما را در سایت خانومِ راننده هستم ^ _ ^ دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 80 تاريخ: جمعه 15 ارديبهشت 1402 ساعت: 19:13
ما را در سایت خانومِ راننده هستم ^ _ ^ دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 83 تاريخ: جمعه 8 ارديبهشت 1402 ساعت: 12:42
ما را در سایت خانومِ راننده هستم ^ _ ^ دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 83 تاريخ: جمعه 8 ارديبهشت 1402 ساعت: 12:42
امروز رفتیم کویر و خوب بود الانم خیلی خسته امممم اما میخوام اینو بنویسم که تو راه گله گوسفند دیدیم مامانم گفت خیلی مهمه این شغل و اینا و بعد گفت چوپان ها مهم تر از مهندسان، بعدش یهو به خودش اومد و بابام گفت نه مهم تر از مهندس های ساختمان و اینا خانومِ راننده هستم ^ _ ^...
ما را در سایت خانومِ راننده هستم ^ _ ^ دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 87 تاريخ: شنبه 2 ارديبهشت 1402 ساعت: 23:09